پپ گواردیولا هر جا که قدم گذاشته، فوتبال را تحت سلطه خود درآورده است؛ از زمانی که دو دهه پیش بهعنوان مربیای نوظهور مطرح شد. تیمهای او نهتنها جامهای متعددی کسب کردهاند، بلکه فرهنگ فوتبال را نیز تغییر دادهاند؛ تعیینکننده روندها بودهاند و الهامبخش نسل جدیدی از مربیان شدهاند. گواردیولا از سال ۲۰۰۸ تاکنون با بارسلونا، بایرن مونیخ و منچسترسیتی موفق به کسب ۱۲ قهرمانی لیگ، ۱۰ جام حذفی داخلی و سه عنوان لیگ قهرمانان اروپا شده است. او بیتردید یکی از بزرگترین مربیان تاریخ فوتبال است؛ شاید حتی بزرگترین. اما آیا دوران سلطه او رو به پایان است؟
سهشنبه شب، منچسترسیتیِ گواردیولا در منطقه قطبی اروپا غافلگیر شد و با نتیجه ۳ بر یک مقابل تیم نروژی بودوگلیمت در لیگ قهرمانان شکست خورد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که سیتی در چهار بازی اخیر لیگ برتر نیز به پیروزی نرسیده است. پس از فصل ناامیدکننده سال گذشته، بسیاری تصور میکردند سیتی آماده بازگشتی قدرتمند برای قهرمانی لیگ برتر است. شاید هنوز هم چنین باشد؛ چراکه فقط ژانویه است. اما آن منچسترسیتیِ ترسناکِ سالهای گذشته، انگار دیگر آن هیبت همیشگی را ندارد. آیا زمانه در حال تغییر است؟
آیا دوران سلطه پپ گواردیولا به پایان رسیده است؟
همانطور که در نمودار پایین دیده میشود، اگر عملکرد تیمهای گواردیولا را در مقطع مشابه از فصلهای گذشته بررسی کنیم، افت محسوسی دیده میشود. تنها فصلهایی که تیمهای تحت هدایت گواردیولا پس از ۲۲ هفته امتیاز کمتری نسبت به فصل جاری (۴۳ امتیاز) داشتهاند، فصل گذشته با ۳۸ امتیاز بوده است. البته این استانداردها بسیار بالاست، اما اگر فصل قبل را یک استثنا بدانیم، قرار گرفتن فصل جاری بهعنوان سومین عملکرد ضعیف او در این مقطع، نشانه یک روند است؛ نه صرفاً یک اتفاق.
گواردیولا بیش از هر باشگاه دیگری در منچسترسیتی مانده و حالا در آستانه دهمین سال حضورش قرار دارد؛ شرایطی کاملاً جدید برای او. تیمی که یکی از بهترین تیمهای تاریخ فوتبال را در اتحاد ساخت و به چهار قهرمانی متوالی لیگ برتر رسید، حالا تا حد زیادی دچار دگرگونی شده است. کوین دیبروینه، ایلکای گوندوغان، کایل واکر و ادرسون دیگر در تیم نیستند. برناردو سیلوا و جان استونز پا به سن گذاشتهاند. گواردیولا انرژی فوقالعادهای برای کارش صرف میکند و شاید این پرسش منطقی باشد که آیا هنوز توان ساختن دوباره یک تیم کاملاً جدید را دارد یا نه.
البته منچسترسیتی همچنان ترکیب فوقالعادهای در اختیار دارد و بازیکنان جوان و هیجانانگیزی مانند رایان شرکی را جذب کرده است. اما با توجه به پایان قرارداد گواردیولا در سال ۲۰۲۷ و حتی شایعاتی مبنی بر جدایی احتمالی او در پایان همین فصل، شاید باشگاه از حالا به دوران پس از بزرگترین مربی تاریخ خود فکر میکند. هر عصری پایانی دارد. شاید دوران سلطه مطلق گواردیولا در اوج فوتبال رو به پایان باشد، اما میراث او خدشهناپذیر خواهد ماند.

میراث پپ گواردیولا جاودانه است
میکل آرتتا با آرسنال صدرنشین لیگ برتر است؛ او شاگرد گواردیولا بوده. انزو مارسکا با چلسی قهرمان جام جهانی باشگاهها شد؛ او هم زیر نظر گواردیولا کار کرده. وینسنت کمپانی در آستانه قهرمانیهای متوالی بوندسلیگا با بایرن مونیخ قرار دارد؛ او نیز از شاگردان گواردیولاست. الگو کاملاً مشخص است. حتی اگر دوران حضور پپ در بالاترین سطح به پایان برسد، شاگردانش آمادهاند جای او را بگیرند.
خود گواردیولا همواره یوهان کرویف، اسطوره هلندی، را بزرگترین الهام خود میداند؛ کسی که در بارسلونا مربی او بود. گواردیولا در سال ۲۰۱۶ گفته بود: «بدون کرویف، من اینجا نبودم. مطمئنم دلیل اینکه امروز مربی منچسترسیتی و پیش از آن بایرن و بارسلونا هستم، اوست.» همانطور که بدون کرویف، گواردیولا شکل نمیگرفت، تأثیر گواردیولا بر فوتبال نیز بیهمتاست. او سبک بازی را در تمام سطوح فوتبال انگلیس تغییر داده؛ تا جایی که حتی در زمینهای محلی و فوتبالهای آماتور هم تیمها تلاش میکنند از عقب زمین بازیسازی کنند.
اما در کنار تأثیر فنی، آنچه گواردیولا را متمایز میکند، ترکیب موفقیت و فلسفه است. بردن در کنار تغییر دادن فوتبال. اگر منچسترسیتی این فصل قهرمان لیگ نشود، برای اولین بار در دوران مربیگری گواردیولا خواهد بود که دو فصل پیاپی بدون قهرمانی لیگ سپری میکند. اسطورهای بزرگ، اما ستارههای جدیدی در حال طلوع هستند.
انتهای پیام/