کتاب «آفتاب معنوی؛ چهل داستان از مثنوی» اثر نادر وزینپور به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ یازدهم رسیده است. چاپ اول این کتاب مربوط به سال ۱۳۷۵ است که تا امروز به نوبت یازدهم چاپ رسیده است.
مولانا جلال الدین محمد بلخی فرزند سلطان العلماء بهاالدین بن محمد بن حسین خطیبی متولد سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ است و سال ۶۷۲ درگذشت. مولانا یا مولوی نیاز به معرفی ندارد و به دلیل غزلیات، مثنوی معنوی و آثار منثورش جایگاه ویژهای در ادبیات عرفانی فارسی دارد. مثنوی معنوی هم با ۲۷ هزار بیت که در قالب مثنوی سروده شده اند، یکی از مهمترین آثار وی و البته ادبیات کلاسیک ایران است. سرودن مثنوی از حدود سال ۶۵۷ آغاز شد و مولانا در مصاحبت حسام الدین چلبی شاگرد ممتازش، اشعار را میسرود و حسام الدین آنها را مینوشت.
مثنوی معنوی با ۶ دفتر، نسخههای تصحیح شده مختلفی دارد و شرحهای زیادی بر آن نوشتهاند.
نادر وزینپور در کتاب «آفتاب معنوی» ۴۰ حکایت از مثنوی را انتخاب و تشریح کرده است. این کار هم با هدف آشنایی با کتاب مثنوی معنوی و اندیشه و جهان بینی مولانا انجام شده است. در این راه هم تلاش کرده پیچیدگیهای متن مثنوی برای مخاطب، سهل و ساده شوند و روایت، جای ابیات پراکنده را بگیرد.
مولف «آفتاب معنوی» میگوید این کتاب مقدمهای برای افرادی است که در پی انس گرفتن با کتاب مثنوی هستند و میتوانند با استفاده از آن، با شوق و فهم تدریجی به متن اصلی حکایتها و متن مثنوی برسند. در این مسیر هم با مفاهیم عرفانی، اخلاقی و انسانی مثنوی از عشق و معرفت تا عقل و قوه ادراک آشنا میشوند.
ساختار کتاب پیش رو این گونه است که ابتدا حکایت مورد نظر و سپس شرح ابیات، ماخذ داستان و در پایان نقد و بررسی آن حکایت درج شده است. نقد و بررسی و تحلیل حکایتها هم براساس دو نسخه نیکلسون و بروخیم مثنوی معنوی انجام شده است.
عناوین ۴۰ حکایتی که در این کتاب آمدهاند به این ترتیب است: «حکایت عاشق شدن پادشاهی بر کنیزکی و خریدن کنیزک را»، «حکایت مرد بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان»، «حکایت استاد و شاگرد احول»، «قصه دیدن خلیفه، لیلی را»، «قصه بازرگان که طوطی او را پیغام داد به…»، «داستان پیرچنگی که در عهد عمر (رض) از بهر خدا در گورستان چنگ میزد»، «قصه اعرابی درویش و ماجرای زن او با او به سبب قلت و درویش»، «حکایت ماجرای نحوی و کشتی بان»، «کبودی زدن قزوینی بر شانه گاه، صورت شیر و پشیمان شدن او…»، «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار»، «قصه آن کس که در یاری بکوفت»، «قصه مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری»، «فروختن صوفیان بهیمه مسافر را جهت سفره و سماع»، «کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب»، «حکایت جدا کردن باغبان، صوفی، علوی و فقیه از همدیگر»، «گفتن شیخی، ابایزید را که: کعبه منم، گرد من طواف کن»، «شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب قاضی او را»، «قصه اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را»، «حکایت منازعت چهارکس جهت انگور که…»، «افتادن شغال در خم رنگ و رنگین شدن و دعوی…»، «اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل»، «قصه گریختن عیسی فراز کوه از احمقان»، «قصه عشق صوفی بر سفره تهی»، «قصه وکیل صدر جهان که متهم شد و از بخارا گریخت…»، «سبب هجرت ابراهیم ادهم و ترک ملک خراسان»، «قصه صوفی که در میان گلستان سر بر زانوی مراقبت نهاد بود»، «قصه آن مرغ گرفتار که وصیت کرد: بر گذشته پشیمانی مخور»، «قصه آن زن که طفل او بر سر ناودان غیژید و…»، «داستان موری که بر کاغذ میرفت نبشتن قلم را دید قلم را ستودن گرفت»، «قصه آن حکیم که دید طاووسی پر زیبای خود میکند»، «داستان آن عاشقی که با معشوق خدمتها و وفاهای خود را میشمرد»، «اتحاد عاشق و معشوق»، «حکایت آن شخص که به وقت خر گرفتن برای امیر ولایت…»، «حکایت آن راهب که روز با چراغ میان بازار در طلب آدمی میگشت»، «حکایت در جواب جبری و اثبات اختیار و بیان آنکه…»، «حکایت آن درویش که در هری غلامان آراسته عمید خراسان را دید»، «حکایت کافری که گفتندش در عهد ابایزید…»، «داستان مات کردن دلقک، شاه ترمد را»، «حکایت آن عاشق که شب بیامد بر امید وعده معشوق و خوابش برد»، «حکایت آن مطرب که در بزم امیر ترک مست این غزل آغاز کرد…».
۱۰ بیت اول حکایت «آن عاشق که شب بیامد بر امید وعده معشوق و خوابش برد» به این ترتیب اند:
عاشقی بوده است در ایام پیش/پاسبان عهد، اندر عهد خویش
سالها در بند وصل ماه خود/ شاهمات و مات، شاهنشاه خود
عاقبت جوینده یابنده بود/ که فرج از صبر زاینده بود
گفت روزی یار او: کامشب بیا/ که بپختم از پی تو لوبیا
در فلان حجرهنشین تا نیم شب/ تا بیایم نیم شب من بیطلب
مرد قربان کرد و نانها بخش کرد/ چون پدید آمد مهش از زیر گرد
بعد نصف اللیل آمد یار او/ صادق الوعدانه آن دلدار او
عاشق خود را فتاده، خفته دید/ اندکی از آستین او درید
گردکانی چند اندر جیب کرد/ که: تو طفلی، گیر این، میباز نرد
چون سحر از خواب عاشق برجهید/آستین و گردکانها را بدید
چاپ یازدهم این کتاب با ۴۹۲ صفحه، شمارگان ۲۰۰ نسخه و قیمت ۶۹۰ هزار تومان عرضه شده است.
انتهای پیام/