واحد (نه آب مانده برایم نه آبرو؛ چه کنم؟)
شور (اللهاکبر! أنا ابن حیدر)
زمینه (پر داشتم؛ برادر داشتم)
زمینه (ساقی قدرقدرت، ابوفاضل)
روضه (دست افتاد و مشک، سالم ماند)
زمینه (توو خیمههای داغدیده)
روضه (مرگا به تو فرات! به موجت، به بسترت)
ای بهفدای روی ماهت؛ یا صاحب اللّوا
چارپایهخوانی (ای بهفدای روی ماهت؛ یا صاحب اللّوا)