خبرگزاری میزان - «اقتصادِ تئاتر» با هیچ ضرب و تقسیمی توجیهپذیر نیست. متوسط هزینه تولید تئاتر طی چند سال اخیر تاکنون، طبق آمار رسمی کانون کارگردانان خانه تئاتر، چندین برابر شده، اما درآمدهای تئاتر به تناسب افزایش نیافته. تازه مخاطبین تئاتر هر روز کمتر میشود.
فقدان سبد تبلیغاتی و اطلاع رسانی مناسب، کیفیت پایین نمایشها، مشکلات اقتصادی جامعه، سومدیریت برخی از متولیان فرهنگی و… را میتوان در کاهش چشمگیر مخاطبین تئاتر تاثیرگذار دانست.
در همین اوضاع نابسامان شاهد اجرای نمایشی بودیم که پس از چندین دوره اجرای بلند مدت در سالنهای مختلف، آن هم بیهیچ تبلیغات و فعالیت خارقالعادهی رسانهای، تمامی صندلیهای لینک پیش فروش خود را تنها کمتر از ۴ دقیقه به فروش رسانده است و رقم فروش خود را در نهایت با جا به جا کردن تمانی رکوردهای تئاتر به میلیارد رسانده و جالب اینکه کارشناسان و منتقدین بر اینکه این نمایش میلیاردی به زحمت تئاتری رادیویی است، اجماع دارند.
نمایشی که با بیان روایتی فیک و فریبنده سعی دارد تا زشتیهای جامعهی انسانی را زیبا نشان دهد.
سوال اینجاست فرق این نمایش که میزان فروش آن به میلیاردها رسیده و و نمایش فاخری که با وجود کیفیت بالای تکنیکی و محتوایی نمیفروشد در چیست؟
شاید بد نباشد یک بار برای همیشه به جای متهم کردن مسئولین امر به جریان تولید نمایش و خلق و ارائه آن بپردازیم.
برآوردها نشان میدهد، تنها نام هنرپیشهی این نمایش میلیاردی، کار گیشههای تئاتر را به میلیاردها میرساند نه اثر و نمایش او و این یعنی یک اکوسیستم کامل!
در اکوسیستم چنان که یکی از عناصر فرآیند تولید و اجرای اثر به هر دلیلی دچار نقص شد دیگر عناصر عهدهدار مسئولیت شده و خلا موجود را جبران کنند. (روی صحبتم تنها چرخه تولید است و زیباییشناسی و محتوای اثر آخرین نکتهی اکوسیستم تولید به حساب میآید.).
اما این استقبال عمومی که بیکیفیت است، اما جذاب، زشتی را زیبا جلوه میدهد، چه تاثیری بر جامعه دارد؟
جوان و نوجوان ما در معرض تهاجم محصولات فرهنگی که واقعیت اجتماعی را به شکل دیگری به مخاطب بازگو میکند، بیپناه است. آنها معصومانه، بدون فهم از واقعیت، چون قهرمان و هنرپیشه محبوبش، یک چیز زشت را زیبا مینماید دریافت قهرمانانه از اعتیاد، دروغ، خیانت، دزدی و جنایت خواهند داشت.
مثال دیگری میزنم؛ در یک برنامه تلوزیونی گرداننده از شرکت کننده میپرسد: آخرین بار که به همسرتان دروغ گفتید، کی بود؟ او در پاسخ و در مقابل دوربینهای تلوزیونی و میلیونها بیننده با تفاخر میگوید: چند دقیقه پیش. همگی میخندند. در نهایت گرداننده برنامه از حاضرین میخواهد تا بهترین دروغگو را انتخاب کنند و سپس به نحو شایستهای از وقیحترینِ دروغگویان در برنامه تقدیر میشود.
این کاری است که یک محصول تهاجمی با با فرهنگ یک ملت میکند؛ قبح فعل زشت فرو میریزد! تابوشکنی، هنجار شکنی…!
اما آیا میتوان جلوی اجرای چنین رویدادهای را به این دلایل علمی عنوان شده گرفت؟
کافی است کوچکترین ممیزی بر آن اعمال کرد تا بلافاصله چهرهای قلابیتر از اثر خود گرفته و فریاد وااسفا سردهند.
پس راه مصون ماندن از این ویروس مهاجم فرهنگی چیست؟
تاریخ به ما نشان داده برای مقابله با تهاجم فرهنگی باید فرهنگ ساخت. باید اکوسیستم فرهنگی را شکل داد. شکلگیری اکوسیستم فرهنگی نیز راههای مختلفی دارد، اما بهترین، کم هزینهترین و آسانترین آنها تئاتر سبز است.
همانطور که میدانید؛ از مهمترین معضلات قرن بیست و یکم، معضلات زیست محیطی و هویتی است.
معضلات زیست محیطی مانند گرمایش زمین، مصرف بیرویه پلاستیک، عدم توجه به ساختمانسازی بر اساس اصول معماری سبز، دفع نادرست زباله، بیابانزایی، جنگلزدایی، آلودگی آبهای شیرین و غیره.
علاوه بر آن، انسان و جوان امروز از مسئلهای عمیقتر از استثمار، یعنی از عدم تعلق به هویت جمعی رنج میبرند، مانند فراموشی هویت محله، عدم توجه به فرهنگ صلح و پرورش هوش محیط زیستی، عدم تطابق با سبک زندگی خود و ریشههای دینی و مذهبی جغرافیای خود.
اشکال مختلف تئاترسبز در فضاهای شهری و روستایی از بهترین راهکارهای عملی برای ساخت فرهنگ در توده را به دستمان میدهد. بهبود آگاهی شهروندان از حقایق محیط زیستی و فرهنگی در اکوسیستمهای مختلف است به وسیلهی اجرای تئاترسبز در معابر عمومی و اماکن شهری بسیار تاثیرگذار است.
اجرای تئاترسبز هم در فضای شهر (سالنهای نمایش) و هم در فضای روستا (با استفاده از آیینهای بومی) بر شناخت عمیقتر هویت محلی و بومی تاکید دارد. همانطور که میدانید ۹درصد از بودجه هر دستگاه دولتی طبق قانون باید صرف فرهنگسازی شود.
چنانچه متولیان فرهنگی و فعالین فرهنگی و هنری با یک عزم ملی و هماهنگ از مفاهیم و شیوههای اجرایی تئاترسبز و پداگوژیک (تعلیمی) با همکاری شهرداریها نمایش و مفاهیم اصیل ایرانی-اسلامی را به زندگی روزمره اقشار مختلف جامعه ببرند، ضمن ایجاد کارآفرینی و اشتغال طیف وسیع دانشآموختگان بیکار هنر به گسترش آگاهی نسبت به هویت محله، اخلاق زیستی، هوش محیط زیستی و تفکر سبز در شکلگیری اکوسیستم فرهنگی کمک شایانی خواهند کرد تا جامعه به تدریج در برابر هجوم فرهنگ التقاطی مصون و واکسینه شود.
چنانچه تئاتر سبز با هدف اصلاح رفتارهای بوم شناسانه، افزایش هوش محیط زیستی، اخلاق زیستی و فرهنگ صلح در اجتماعات مردمی و بین شهروندان و مسئولین اجرائی شود گام بلندی در جهت اعتلای فرهنگ ایرانی-اسلامی و توسعه انسانی، توسعه روستایی و توسعه پایدار برداشته خواهد شد و نتیجه حفظ اصل و ریشههای عمیق فرهنگی یک ملت است.
انتهای پیام/