فاطمه قنبری نویسنده کتاب «کاک خاک» در گفتگو با میزان در مورد مضمون این کتاب گفت: کتاب «کاک خاک» کتابی از روایتهای رزمنده جانباز اهل مازندران «محمدرضا حبیب زاده احمدی» یا همان «حاج حبیب» از فرماندهان جبهههای کردستان، سرزمین مجاهدتهای خاموش است. این کتاب در پنج فصل از دوران کودکی، پیش از انقلاب اسلامی، ورود به کردستان و سنندج تنظیم شده و به چاپ رسیده است.
وی به اهدافش از نگارش کتاب «کاک خاک» اشاره کرد و ادامه داد: روایت مظلومیت مردمی که هنوز هم نسبت به مردم جبهههای جنوب ایران گمنامتر هستند، برایم مهم بود. برخوردهایم با این مردمان غیور بار دیگر مظلومیت آنان را مطرح کرد، نکتهای که راوی کتاب «کاک خاک» نیز بر آن تأکید دارد. کتاب «کاک خاک» مظلومیت شهدا و مردم کردستان است و جنایتهایی را که صدام و بنیصدر مرتکب شدند، بیان میکند. دشمن تا مریوان و بانه و سقز و پاوه از زمین و هوا وارد شده بود و این شهرها مدام در تیررس دشمن داخلی و خارجی مانند گروههای منافقین، کوملهها و دموکراتها در کردستان ایران و عراق قرار داشت و مردم شبها از توپخانههای دشمن آرامش نداشتند.
قنبری در مورد نوع نگارش کتاب «کاک خاک» بیان کرد: برای اینکه حقایق رفته بر مردم مریوان را بیان کنم، کتاب را روایتی نوشتم تا مستند باشد و تاریخ مظلومیت مردم غرب را بیان کند. از این رو نوع نگارش داستانی را انتخاب نکردم.
نویسنده کتاب «برای زینب» اظهار کرد: حقایق جنگ را در اسناد تاریخی میتوان شناخت و اگر ما وارد تولید این آثار مکتوب نشویم، از کشورهای دیگر برای ایران تاریخسازی میکنند. از مازندران رزمندگان بسیاری به کردستان رفتند و فرماندهان زیادی مانند ابوعمار یا همان شهید افتخاریان تقدیم انقلاب اسلامی شد؛ شهیدی که تحصیلات پزشکی در آلمان را رها کرده و وقتی فهمید امام خمینی (ره) به فرانسه آمده است، خود را به امام میرساند تا کسب تکلیف کند و در نهایت به دستور امام (ره) به ایران آمده و رشادتهایی در کردستان میآفریند. امروز وقتی نام شهید افتخاریان در مریوان برده میشود، مردم با احترام از او یاد میکنند.
وی در مورد کتاب «کاک خاک» و فصلهای آن بیان کرد: در فصل اول کتاب «کاک خاک» به حرکت محمدرضا حبیبزاده احمدی به سمت مرزهای غربی و در ادامه به زخمی شدن او و حضور دوباره در مرزهای مریوان اشاره شده در ادامه نوجوانی که در ۱۳ سالگی به شهر و پادگان سنندج میرود و در زمستان او را به داخل پادگان راه نمیدهند، چون سن لازم را ندارد و او شب را در کنار پادگان میگذراند تا اینکه شهید بروجردی پادرمیانی میکند و حبیبزاده احمدی را وارد پادگان میکند و پس از مدتی بیسیمچی میشود، سپس به درجه رفیع جانبازی ۷۰ درصد میرسد و تا ماهها بعد از پایان جنگ نیز در سنندج باقی میماند.
قنبری گفت: حبیبزاده آن زمان نوجوانی بود که در روزهای اول جنگ، به عنوان یک رزمنده عادی در منطقه حضور داشت و برحسب علاقه شخصی به قسمت مخابرات رفته و بیسیمچی جنگ میشود. استعدادهای مختلفی توسط فرماندهان از این رزمنده ۱۴ ساله کشف شده و سپس از روستای دزلی به مریوان آمده و مسئولیت فرماندهی گروه ضربت را بر عهده میگیرد و در سن ۱۷ سالگی پای خود را از دست میدهد.
وی به پیام کتاب «کاک خاک» پرداخت و تأکید کرد: بیان غربت مردم کردستان که بیشترین شهدا را دادند و سد دفاعی در مقابل دشمن را تشکیل داده بودند. این مردم شهیدپرور از انقلاب مطالبهای نداشتند و هر کاری کردند برای نظام و کشور بود و برای هر وجب خاکی که داریم مدیون فداکاری و شجاعت آنها هستیم.
قنبری در مورد علت نامگذاری کتاب «کاک خاک» خاطرنشان کرد: کاک به معنی برادر است؛ مردم کردستان به رزمندگان استان مازندران که عموماً به مرزهای غربی برای مبارزه در هشت سال دفاع مقدس رفتند و همپای مردم کردستان مبارزه میکردند، کاک میگفتند و آنان را برداران خود مینامیدند. محمدرضا حبیبزاده احمدی را در کردستان کاک احمدی مینامیدند، از این رو نام کتاب را «کاک خاک» گذاشتم.
انتهای پیام/