سیاست داخلی و خارجی آمریکا این روزها بیش از پیش با موضوعهای چالشبرانگیزی روبرو شده است.
خبرگزاری میزان برای بررسی این موضوعها با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
برجام بر مبنای قطعنامه ۲۲۳۱ همچنان اعتبار دارد
ابوالفتح در ابتدا ضمن اشاره به وضعیت برجام و مذاکرات رفع تحریمها، گفت: برجام دقیقا بر مبنای قطعنامه ۲۲۳۱ است و تا زمانی که این قطعنامه اعتبار داشته باشد، برجام هم فارغ از اینکه چه کشورهایی در این برنامه جامع اقدام مشترک حضور دارند یا ندارند، به قوت خود باقی است.
وی با بیان این موضوع که آمریکا از برجام خارج شده است، اما ۵ کشور دیگر همراه ایران و با حضور نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا در برجام هستند و مذاکرات بازگشت آمریکا به برجام از فوریه ۲۰۲۱ شروع شده است، اظهار کرد: چند ماه هیئتها در وین حضور داشتند و مذاکره میکردند؛ این مذاکرات از یک طرف مذاکرات ایران و گروه چهار به علاوه یک بود و از طرف دیگر مذاکرات گروه چهار به علاوه یک با آمریکا؛ در حقیقت یک نوع مذاکره غیر مستقیم میان ایران و آمریکا در جریان بود.
ابوالفتح، افزود: در ادامه هم اگرچه مذاکرات حضوری انجام نشد، اما تبادل پیامها در چارچوب برجام و با هدف بازگشت آمریکا به این توافق انجام میشود، هرچند که این تلاشها نتیجه نداشته و آمریکا همچنان در برابر بازگشت به برجام مقاومت میکند.
چشم انداز روشنی برای بازگشت آمریکا به برجام وجود ندارد
کارشناس مسائل آمریکا معتقد است چشم انداز روشنی برای بازگشت آمریکا به برجام وجود ندارد، مگر این که آمریکا به آن خواستههایی که بارها اعلام کرده، دست پیدا کند.
به گفته وی، این خواستهها شامل تغییرات در متن برجام یا به عبارتی «برجام پلاس» و برجامهای منطقهای و موشکی و تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال روسیه و چین است.
ابوالفتح، بیان کرد: تا وقتی این شروط محقق نشود، آمریکا به برجام هستهای باز نمیگردد و این تصمیم آمریکا چندان ارتباطی به موضوع انتخابات در این کشور و تغییر حزب حاضر در کاخ سفید ندارد.
موضوع روند برجام با پرونده رابرت مالی ارتباط چندانی ندارد
این کارشناس مسائل آمریکا در ادامه به پرونده «رابرت مالی» و گمانهزنیها درباره این موضوع پرداخت و اظهار کرد: کنگره آمریکا در حال بررسی این موضوع است و وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده که مجوزهای امنیتی «رابرت مالی» را لغو کرده و وی دیگر نماینده ویژه آمریکا در امور ایران نیست.
ابوالفتح، میگوید: چشم انداز برجام با پرونده «رابرت مالی» ارتباط چندانی ندارد؛ چرا که «مالی» یک مقام رده میانی وزارت خارجه آمریکاست و شخصی تصمیمگیرنده نیست و در واقع تصمیمهای ابلاغ شده، از سوی «مالی» اجرایی میشدند.
وی با بیان اینکه تصمیمها در قبال ایران در موضوعهای برجام و هستهای در اختیار رئیس جمهور و برعهده مشاوران ارشد بایدن یعنی مشاور امنیت ملی، وزیر خارجه، وزیر دفاع و وزیر خزانهداری و البته مدیر سیا و جامعه اطلاعاتی آمریکاست، توضیح داد: اینها تصمیمگیرنده هستند و سیاستها را به افراد از جمله «مالی» ابلاغ میکنند.
در پرونده رابرت مالی، موضوع مهم دلیل لغو دسترسیهای امنیتی وی است
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به این موضوع که نمایندههایی مانند «رابرت مالی» زیاد آمدند و رفتند، عنوان کرد: پس از رفتن «برایان هوک» در دولت قبلی آمریکا فرد دیگری جایگزین شد؛ اکنون نیز «مالی» رفته و فرد دیگری آمده است؛ سیاست کلان آمریکا در قبال ایران به دلیل تغییر «رابرت مالی» تغییری نمیکند؛ بنابراین این موضوع خیلی حائز اهمیت نیست، هرچند مشخص شدن دلیل لغو دسترسیها ومجوزهای امنیتی «مالی» جای توجه دارد.
ابوالفتح، اضافه کرد: البته باید توجه داشت که پرونده «مالی» را نمیتوان الزاما محدود به ایران و موضوع هستهای دانست و شاید «رابرت مالی» در حوزههای دیگر که به ایران مربوط نبود، رفتارهایی کرده که سبب بروز این روند شده است؛ چند سال پیش رفتارهای خارج از چارچوب رئیس سیا سبب کنارهگیری وی از سمتش شده بود، زیرا سیستمهای امنیتی از این ماجرا آگاه شده و به آن ورود پیدا کرده بودند؛ چنین اتفاقی میتواند برای «رابرت مالی» رخ داده باشد.
حضور آمریکا در منطقه همواره شدت و ضعف داشته است
کارشناس مسائل آمریکا در بخشی دیگر درباره رویکرد اخیر دولت «جو بایدن» در قبال خاورمیانه و خلیج فارس از جمله اعزام نیروهای جدید به منطقه و تلاش برای تسهیل و تسریع روند عادی سازی روابط کشورهای عربی منطقه با رژیم صهیونیستی، گفت: نباید تصور شود که موضعگیریهای بایدن در زمان انتخابات یا در سالهای نخست حضور وی در کاخ سفید به معنای خروج آمریکا از منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است چرا که اقدامهای اخیر آمریکا در قبال منطقه هم به معنای کاهش توجهات آمریکا از دیگر مناطق و تمرکز بر خاورمیانه و خلیج فارس نیست؛ آمریکاییها مدعی هستند که آن چه رفتارهای تنشزای ایران در منطقه میخوانند، سبب تقویت حضور این کشور در منطقه شده است.
وی با اشاره به اینکه اقدامهای اخیر آمریکا از جمله گزارش «واشنگتن پست» مبنی بر استقرار تفنگداران دریایی در کشتیهای تجاری، در این راستا قابل توجه است، اظهار کرد: آمریکا ادعا میکند که رفتارهای ایران سبب اخذ تصمیمهای این چنینی از سوی واشنگتن میشود؛ اما واقعیت این است که آمریکا از سه چهار دهه گذشته در منطقه حضور دارد و این حضور شدت و ضعف به شکل کاهش یا افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، حضور ناو هواپیمابر نظامی آمریکا، ... دارد.
به گفته ابوالفتح، حضور آمریکا در منطقه شدت و ضعف دارد، اما کلیت آن تغییری نکرده است؛ تفنگداران آمریکا در حال حاضر در منطقه حضور دارند، شاید اکنون در کشتیهای تجاری مستقر نشده باشند، اما در پایگاههای منطقه در آمریکا حضور دارند.
افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه با موضوع امنیت رابطه عکس داشته است
کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به اینکه گاهی دولت آمریکا از طرف منتقدان خود به کاهش حضور در خاورمیانه متهم میشود یا اسرائیلیها درباره سیاستهای منطقهای آمریکا سر و صدا راه میاندازند، بیان کرد: دولت آمریکا هم برای کاهش بار انتقادها و خاموش کردن آنها یا ارائه پاسخ چنین اقدامهایی را با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی انجام میدهد؛ بنابراین در کلیت سیاست آمریکا تغییری ایجاد نشده است.
ابوالفتح اضافه کرد: اگر آمریکا بخواهد تفنگداران خود را روی کشتیهای تجاری مستقر کند، این اقدام تاکنون سابقه نداشته و پیامدهای آن چندان مشخص نیست؛ آنچه واضح است اینکه هرچه حضور نظامی آمریکا در منطقه در سه چهار دهه اخیر بیشتر شده، تنشها و ناامنیها هم بیشتر شده است؛ در واقع افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه با امنیت رابطه متضاد داشته است.
وی تاکید کرد: حضور آمریکا در منطقه چه در قالب ایجاد پایگاههای دائمی، پرواز هواپیماها، رفت و آمد ناوها یا حتی حضور تفنگدارها همیشه ناامنی را افزایش داده و تنشها را بیشتر کرده است؛ در واقع اگر آمریکاییها چنین اقدامهایی را انجام بدهند، کمکی به برقراری امنیت منطقه نمیکند.
آمریکا در منطقه پروژههای موازی را پیش میبرد
کارشناس مسائل بینالملل همچنین در مورد همزمانی تشدید تلاشهای آمریکا در مسیر عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی منطقه و تصمیم برای افزایش حضور نظامی در منطقه، گفت: این دو را میتوان پروژههای موازی خواند؛ به این معنا که آمریکا سالهاست که به دنبال متقاعد کردن عربستان برای عادی سازی روابط با اسرائیل است و از طرف دیگر آمریکاییها در دهههای اخیر در منطقه حضور داشته است.
ابوالفتح، در پایان گفت: نمیتوان گفت این دو رویداد در یک نقطه با هم رخ داده است؛ مثلا در دولت ترامپ، توافق «آبراهام» در قبال عادیسازی روابط بحرین و امارات و بعد سودان با اسرائیل نتیجه داد؛ تلاشهای آمریکا برای عادی سازی روابط عربستان با اسرائیل در دولت ترامپ نتیجه نداشت و اکنون هم معلوم نیست که ریاض زیر بار عادی سازی روابط برود؛ بنابراین برقراری رابطه مستقیم میان سفر جیک سالیوان به منطقه با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه تا حدی با روند تاریخی نمیخواند؛ این دو موضوع از قبل هم در دستور کار آمریکاییها بوده و در آینده هم خواهد بود؛ حضور نظامی آمریکا در منطقه حتی در صورت عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل وجود خواهد داشت.
انتهای پیام/