اسیر عراقی که مسئول حفظ جان رزمندگان ایرانی شد
ابوجعفر سلام کرد و اسلحه را به من داد. بعد به عربی گفت: رفقای شما خواب بودند. من متوجه یک گشتی عراقی شدم که از این جا رد می شد. برای همین آمدم مواظب باشم که اگر نزدیک شدند آنها را بزنم!
کد خبر: ۴۱۶۹۸۸
تاریخ: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۲:۰۵
خبرگزاری میزان
-