
«سیاستهای کنترل سلاح» یا «سیاستهای سلاحی» اشاره به آن دسته از سیاستهای دولت آمریکا دارد که در زمینه کنترل استفاده از سلاح توسط شهروندان غیرنظامی تدوین میشود، اگرچه چنانکه در توضیح «قوانین حمل سلاح» خواهیم دید، لزوماً اجرایی نمیشود. دو گروه در فضای سیاسی آمریکا هستند که با توجه به منافع خود، بیشترین تأثیر را بر این سیاستهای میگذارند: از یک سو «حامیان کنترل سلاح» و وضع مقررات برای استفاده از سلاحهای گرم، و از سوی دیگر، گروهها و لابیهای به اصطلاح «حامی حقوق سلاحی.
«قوانین حمل سلاح» اگرچه ممکن است در ابتدا شبیه به مورد اول به نظر برسد، اما تفاوتهای عمدهای با آن دارد. وقتی صحبت از «قانون» است، خودبهخود پای کنگره وسط کشیده میشود. وقتی پای کنگره وسط کشیده شود، لابیها حرف اول و آخر را میزنند. کدام لابیها در زمینه وضع قوانین درباره حمل و استفاده از سلاح در آمریکا بیشترین فعالیت را میکنند؟ لابیهایی که خود شرکتهای سازنده سلاح تشکیل میدهند و روانه کنگره مینمایند. همه چیز خیلی ساده است.
«لابی سلاح» نیز کاملاً از نامش مشخص است که کارش چیست. لابیهای فراوانی در کنگره آمریکا برای جلوگیری از وضع هرگونه قانونی تلاش میکنند که بخواهد کوچکترین مانعی بر سر راه خرید اسلحههای سبک و سنگین توسط شهروندان آمریکایی قرار دهد. در اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد: لابیهای سلاح همیشه در جلوگیری از تصویب قوانین ضدسلاح در آمریکا موفق میشوند. نقطه سر خط.

بدون شک توضیحات
زیادی میتوان درباره عبارتهای بالا داد و حتی میتوان عبارتهای مرتبط را هم به
این لیست اضافه کرد، اما ما در اینجا به همین میزان اکتفا میکنیم.
آمارهای مختلفی درباره تعداد سلاحها در آمریکا یا به عبارت دقیقتر نسبت تعداد سلاح به تعداد شهروند در این کشور وجود دارد. با این حال، آنچه همه این آمارها در آن متفقالقول هستند این است که هیچ کشوری در زمینه «سرانه سلاح» به گرد پای آمریکا هم نمیرسد. یکی از آخرین آمارها در این زمینه را واشنگتنپست ارائه داده است. این روزنامه آمریکایی، اواخر سال گذشته میلادی نوشت که «اکنون در آمریکا بیشتر اسلحه هست تا آدم.» البته این اتفاق سال 2015 نیفتاده بود.
طبق گزارش سال 2012 سرویس تحقیقاتی کنگره، تعداد «اسلحههای خصوصی» (سلاحهایی که مالکیت خصوصی دارند و نه ارتشی و نظامی) در سال 1996 معادل 242 میلیون عدد بوده است. این رقم سال 2000 به 259 میلیون رسید و سال 2009 نیز معادل 310 میلیون شد. این گزارش دقیقاً یک ماه قبل از حادثه تیراندازی در مدرسه «سندی هوک» منتشر شد و نشان میدهد در اولین سال ریاستجمهوری اوباما یک رکورد، ثبت شده و آن هم پیشی گرفتن تعداد سلاحها از تعداد انسانها در آمریکا بوده است.

بدیهی است
که این آمارها نمیتواند دقیق باشد و به احتمال قریب به یقین، تعداد واقعی سلاحها
در آمریکا بسیار بیشتر از 310 میلیون یا حتی رقم تخمینی 357 میلیون (در سال 2013)
است. فقط کافی است حساب کنید که علاوه بر آمارهای رسمی، یعنی واردات سلاح در کنار
تولیدات کمپانیهای اسلحهسازی داخلی، چه تعداد اسلحه به طور غیرقانونی وارد
آمریکا میشود. اما اکتفا به همین آمارهای رسمی هم نتایج شگفتآوری به دست میدهد:
به ازای هر 100 شهروند آمریکایی، 112.6 قبضه اسلحه در این کشور وجود دارد.
پیش از آنکه به سراغ آمار «استفاده مردم آمریکا از سلاح» برویم، تنها یک نکته را ذکر میکنیم که تکلیف وضعیت کنونی سرانه سلاح در آمریکا را مشخص خواهد کرد. بنا به آماری که «اداره الکل، تنباکو، سلاح گرم و مواد منفجره» (زیرمجموعه وزارت خزانهداری آمریکا) میدهد، کمپانیهای تولید اسلحه در آمریکا که از اواسط دهه 1980 به این سو تولیداتشان کم و زیاد میشد، از سال 2009 تولید سلاح را دو برابر کردند: تولید 10.9 میلیون اسلحه در سال 2013 در مقایسه با 5.6 میلیون اسلحه در سال 2009.
این پدیده که «تأثیر اوبامایی» توصیف شده، نتیجه افزایش تعداد کشتارهای دستهجمعی در آمریکا و پیرو آن، اظهارات رئیسجمهور درباره تصویب قوانینی برای کنترل و محدودیت حمل سلاح است. این مواضع موجب شده تا دارندگان سلاح انگیزه پیدا کنند تا در اولین فرصت سلاحهای بیشتری بخرند و چه بسا آنهایی که اسلحه ندارند به این فکر بیفتند که تا دیر نشده، اسلحهای برای خودشان دست و پا کنند. نکته جالب درباره همه این آمارها این است که از اوایل سال 2008 تا کنون، کنگره هیچ تغییری را در قوانین فدرال مرتبط با سلاحهای گرم، تصویب نکرده است.

معمای آمریکایی: اول اسلحهساز بود یا خریدار اسلحه؟
چنانکه در ابتدای گزارش اشاره کردیم، تنها 4.4 درصد از جمعیت دنیا در آمریکا زندگی میکند، اما همین جمعیت، صاحب چیزی در حدود نیمی از سلاحهای خصوصی جهان هستند. این آمار همانقدر که تکاندهنده است، واقعی است، البته اگر نگوییم در اینباره کوچکنمایی شده است. دفتر «مواد مخدر و جرائم» سازمان ملل سال 2012 آماری منتشر کرد و نشان داد که شهروندان آمریکایی 42 درصد (به گفته برخی منابع بین 35 تا 50 درص) از سلاحهای خصوصی جهان را در اختیار دارند.
واضح است که اگر مردم آمریکا انگیزهای برای خریدن اسلحه نداشتند و این کار را نمیکردند، کمپانیهای ساخت اسلحه هم دستکم بازار داخلی اینقدر داغی نداشتند و چه بسا تولید خود را کاهش میدادند. اما وضعیت کنونی چیز دیگری است. مردم آمریکا اکنون حتی اگر از جان خود نترسند، تحت تأثیر تبلیغات رنگارنگ (واقعاً رنگارنگ؛ در تلویزیون، اینترنت، بازیهای ویدیویی، و غیره) ظاهراً به خریدن اسلحه عادت و به این کار علاقه پیدا کردهاند.
مؤسسه معتبر تحقیقاتی و نظرسنجی «پیو» سال 2014 طی یکی از نظرسنجیهای خود به نتایج جالبی درباره فرهنگ استفاده از سلاحهای گرم در میان خانوادههای آمریکایی دست پیدا کرد. بررسی این مؤسسه نشان میداد سیاهپوستان آمریکایی در حالی که به طرز چشمگیری بیشتر از سفیدپوستان در معرض خطر قتل با سلاح گرم قرار داشتند، احتمال اینکه خودشان سلاح گرم در خانه داشته باشند، کمتر از نصفِ همتایان سفیدپوستشان بود: 19 درصد از سیاهپوستان در مقابل 41 درصد از سفیدپوستان.

ایالتهای جنوبی آمریکا با 38 درصد رکورددار مالکیت اسلحه در این کشور هستند. این در حالی است که 35 درصد از مردم در ایالتهای مرکزی، 34 درصد در ایالتهای غربی، و 27 درصد در ایالتهای شمال شرق آمریکا، در خانه خود سلاح دارند. البته در همه این مناطق، سفیدپوستان بیشتر از سیاهپوستان اسلحه دارند. همچنین اگر تصور میکنید این سلاحها مطلقاً در اختیار مردان است، اشتباه میکنید: درست است که 38 درصد از مردان آمریکایی سلاح دارند، اما زنان هم با 31 درصد در تعقیب مردان هستند.
نکته جالب دیگر اینکه میان خانوادههای دارای فرزند کوچک با سایر خانوادههای آمریکایی، تفاوتی در زمینه نگهداری سلاح در خانه وجود نداشت. روی هم رفته، یک سوم از تمام آمریکاییهایی که کودکان زیر 18 سال در خانه خود دارند، اقدام به نگهداری سلاح در خانه نیز میکنند. از این میان، 34 درصد خانوادههایی هستند که کودکان زیر 12 سال دارند. این در حالی است که تعداد خانوادههای آمریکاییِ صاحب سلاح که هیچ کودکی در خانه ندارند یا فرزندان بالای 18 سال دارند نیز تقریباً برابر با تعداد خانوادهها در دسته اول است.
تأثیر طرفداری از حزبهای آمریکایی و ایدئولوژی افراد نیز بر داشتن یا نداشتن اسلحه در نوع خود جالب توجه است. در حالیکه 49 درصد از حامیان حزب جمهوریخواه در خانه خود سلاح دارند، این رقم در دموکراتها 22 درصد است و در افرادی که خود را مستقل میدانند 37 درصد. همچنین 41 درصد از آمریکاییهای محافظهکار در مقایسه با 36 درصد از میانهروها و 23 درصد از لیبرالها برای خود سلاح خریدهاند.

جالب است بدانید، رابطه میان ایدئولوژی و خرید سلاح، یکطرفه هم نیست. آمریکاییهایی که در خانه خود اسلحه دارند، در مقابل افراد دیگر خود را بیشتر «یک آمریکایی نمونه» میدانند: 72 درصد در مقایسه با 62 درصد. همچنین این افراد بیش از سایر آمریکاییها «اغلب از اینکه آمریکایی هستند احساس غرور میکنند»: 64 درصد در مقایسه با 51 درصد.
آمارهایی که منحصر به آمریکاست
طبیعی است
که وجود تعداد زیادی اسلحه در دست مردم یک کشور، آمار جرم و جنایت را نیز بیشتر
میکند. آمریکا به عنوان یکی از معدود کشورهایی که (در کنار مکزیک، هائیتی و
گواتمالا) حق حمل سلاح در قانون اساسی
آن برای شهروندان تعبیه و محرز شده، حتی در میان کشورهای پیشرفته نیز با فاصله
زیاد از رتبه دوم، آمار وحشتناکی در زمینه جرائم و تلفات مرتبط با تیراندازی دارد.
آمریکا در میان کشورهای پیشرفته بیشترین آمار قتل با سلاح گرم را دارد. حدوداً 67.5 درصد از قتلها در آمریکا با استفاده از سلاح گرم رخ میدهد. آنچه در کشورهای پیشرفته دیگر پس از بروز یک کشتار جمعی با سلاح صورت میگیرد، واکنش سریع با اعمال محدودیتهای بیشتر درباره حمل و استفاده از سلاح است.
در استرالیا، پس از قتلعام «پورت آرتور» در سال 1996 (با 35 نفر کشته) قانونی تصویب شد که مقررات سختگیرانهتری را برای صدور مجوز و مالکیت اسلحه به شهروندان تحمیل میکرد. انگلیس نیز پس از قتلعام «هانگرفورد» در سال 1987 مقررات و محدودیتها درباره استفاده از سلاح را تشدید کرد و برخی سلاحها را به لیست سلاحهای ممنوعه اضافه کرد.

در ادامه، آمارهای مختلفی را میآوریم که نشان میدهد آمریکا در میان کشورهای دنیا و حتی کشورهای پیشرفته وضعیتی کاملاً منحصربفرد دارد. یک نقشه جالب هم وجود دارد که امکان مقایسه آمار مالکیت سلاح، قتل با سلاح و درصد قتل با سلاح نسبت به کل آمار قتل را میان کشورهای مختلف فراهم میکند.

سلاحهای آمریکاییها: از کمیت تا کیفیت

اکنون این واقعیتها را با اظهارات اوباما در انتقاد از قوانین کنترل سلاح در آمریکا مقایسه کنید: «ایالات متحده، انحصاری در زمینه [داشتن] مردم دیوانه ندارد. تنها کشوری هم نیست که دچار روانپریشی است. با این حال، ما در تیراندازیهای جمعی به گونهای یکدیگر را میکشیم که [آمارش] از هر [کشور] دیگری فوقالعاده بیشتر است. خب، تفاوت در کجاست؟ تفاوت این است که این افراد [عاملان قتلعامها] میتوانند یک مشت مهمات را [به خاطر قوانین حمل سلاح] در خانه خود ذخیره کنند، و این اتفاق به یک وضعیت کاملاً عادی تبدیل شده است.»
برخی مسائل مانند اینکه قدرت لابی سلاح بیشتر است یا رئیسجمهور آمریکا، اینکه چرا اوباما میگوید بزرگترین ناکامیاش در دوران ریاستجمهوری، ناتوانی در وضع قوانین عاقلانه برای کنترل سلاح در آمریکا بوده، و اینکه چرا صنعت اسلحهسازی در آمریکا تا مرز جشن گرفتن حادثه مرگبار قتلعام در اورلاندو پیش رفته است.
/انتهای پیام/
:
انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانههای داخلی و خارجی لزوماً به
معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای
منتشر میشود.