صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

نقش تلویزیون در عصر شبکه‌های اجتماعی تغییر کرده است

۰۸ دی ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۹:۰۱
کد خبر: ۲۳۷۶۶
دسته بندی‌: جامعه ، عمومی
خبرگزاری میزان: رادیو و تلویزیون رسانه‌های یکسویه اند و عملا در عصر شبکه‌های اجتماعی نقششان تغییر کرده، شاید توجه به رادیو تلویزیونهای خصوصی و ایجاد موقعیتی که در چارچوب قانون فعلی بتواند کانال‌های مستقل با سرمایه گذاری بخش خصوصی راه انداخت، هم هزینه‌های سنگین صدا و سیما را کاهش دهد و هم رقابت و تنوع را افزایش دهد.

: رادیو و تلویزیون رسانه های یکسویه اند که در عصر شبکه های اجتماعی نقش شان تغییر کرده، شاید توجه به رادیو تلویزیون های خصوصی و ایجاد موقعیتی که در چارچوب قانون فعلی بتواند کانال های مستقل با سرمایه گذاری بخش خصوصی راه انداخت، هم هزینه های سنگین صدا و سیما را کاهش دهد و هم رقابت و تنوع را افزایش دهد.

به گزارش ، انتصاب مدیران عامل شرکت های وابسته به سازمان صدا و سیما توسط دکتر محمد سرافراز در روزهای اخیر از نظر کارشناسان و اساتید حوزه ی فرهنگ و رسانه بیانگر پایان تغییرات سازمان صدا و سیما در رده ی معاونین و مدیران ستادی این سازمان است.

بررسی اولویت های کاری سازمان صدا وسیما در دوره ی مدیریت جدید موضوع یک مناظره وایبری است که با حضور و مشارکت فعال عیسی کشاورز؛ مدیر گروه فرهنگ و هنر دانشگاه جامع علمی کاربردی و مدرس دانشکده ی خبر، حسن نجفی سولاری؛ مدرس دانشگاه و نماینده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در شورای عالی فضای مجازی، محمد صادق افراسیابی، مدیرگروه علمی تخصصی روابط عمومی دانشکده خبر، سپیده فهیمی ‌فر، دکترای علم اطلاعات و دانش‌شناسی، خسرو شاه محمدی اهوازی؛ کار‌شناس ارشد فضای مجازی، سید جهانگیر آقازاده؛ مدیر رسانه‌های آموزشی شبکه ملی فرهنگ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مریم ملک پور؛ فعال فرهنگی، رسانه‌ای و مجری برنامه های تلویزیونی، راحله حقیقی؛ کارشناس مدیریت دانش، سجاد خسروانیان؛ خبرنگار و فعال رسانه‌ای، علی اصغر نوروززاده؛ فعال فرهنگی و رسانه‌ای، زهرا چخماقی‪؛ کارشناس خبرنگاری و فعال فرهنگی و رسانه‌ای، هانیه ناظری؛ مدرس دانشکده خبر و سیما پاتیمار؛ کارشناس ارشد مدیریت دانش انجام شد.آنچه در پی می آید مشروح این مناظره وایبری .

سجاد خسروانیان: الان که تغییرات سازمان صدا و سیما در رده معاونان به پایان رسیده و بر اساس آخرین اخبار در روزهای گذشته مدیران عامل شرکتهای تکتا، سروش رسانه و ... تغییر کردند، به اعتقاد من سازمان صدا وسیما به عنوان بزرگترین رسانه جمهوری اسلامی ایران در گام اول باید درجهت اعتماد سازی گام بردارد که این اعتماد سازی نیز با توجه به کیفی سازی شکل می‌گیرد. صدا و سیما در طول چند سال گذشته به لحاظ کمی توسعه خوبی داشته اما به لحاظ کیفی حرکت های خوبی نداشته است. اکثر فیلم های و محتواهای ارایه شده پیوست فرهنگی ندارد و به همین دلیل نتیجه معکوس از هدف مورد نظر در جامعه بر جای می‌گذارد. از سوی دیگر وجود نیروهای غیر رسانه‌ای در بدنه مدیریتی و پرسنلی صدا و سیما مانع از دستیابی این رسانه به اهداف حرفه‌ای خود می‌شود، لذا به اعتقاد اینجانب صدا و سیما در اولین گام باید در جهت چینش ساختار و استفاده از نیروهای تخصصی در حوزه رسانه گام بردارد.

عیسی کشاورز: بحث در مورد رسانه در طراز جمهوری اسلامی و یا رسانه فردا همواره یک نقض جدی داد و آن این‌که صدا و سیما تنها مرد قبیله است و به عنوان ابر رسانه کشور که هیچ رقیبی و اضدادی ندارد همواره مشکل خیز و پر مناقشه است.

مریم ملک پور: اولین گام در جهت جلب مخاطب و برنامه سازی بهینه، مخاطب شناسی و نیاز سنجی مخاطب است که در این مرحله صدا و سیما ضمن آنکه گام‌های موثر برنداشته، در مواردی هم توقف داشته است.

خسروانیان: من هم با نظر سرکار خانم ملک پور موافقم اما مخاطب شناسی باید توسط عالم آن انجام شود که متاسفانه یکی از آفت‌های صدا و سیما نبود نیروهای تخصصی در حوزه رسانه هست و به همین دلیل امر مخاطب شناسی به درستی انجام نمی شود و خروجی کار نیز تاثیری ندارد و تنها هدر رفتن بودجه بیت المال را به دنبال دارد.

کشاورز: سرافراز هنوز وارد مباحث محتوایی نشده است که از طریق برنامه بتوان رویکرد ایشان را تحلیل کرد و در حال بررسی و چابک سازی ساختارهای داخلی سازمان است پس تا حدودی تحلیل ما با حدس و گمان همراه است. سازمان صدا و سیما یک سازمان بزرگ سنگین و زیان ده است، این هر مدیری را نگران می‌کند پس باید به چابک سازی و کوچک سازی بپردازد و گر نه باید برای اداره سنگین و زیان ده به هر دری بزند تا بودجه عمومی سازمان را تامین کند. ازجمله آنتن فروشی بکند. پس کوچک زیباست. تا اینجا دکتر سرافراز درست جهت گیری کرده است.

ملک پور: انگیزه زدایی نیروهای حرفه ایی و عقب نشینی آنان و حضور نیروهای مبتنی بر رابطه بجای ضابطه و غیر متخصص که فاقد 3 سواد رسانه ای، سواد تخصصی و سواد عمومی هستند بزرگترین ضربه را در طی سنوات اخیر به بدنه سازمان وارد کرده که باید در الویت کاری مدیریت جدید قرار گیرد.

دکتر عیسی کشاورز: دوستان مفاهیم اعتماد سازی، مخاطب شناسی، نیاز سنجی و ... نقد علمی نیست. فکر می کنید این بدیهیات را سازمان صدا و سیما و مدیران قبلی آن نمی دانستند؟ ممکن است در این فرآیندها اشتباهات و نواقصی وجود داشته باشد اما بحث از چگونگی و تکنیک‌های عملیاتی کردن این مفاهیم است. پس لطفا عملیاتی تر بحث بفرمایید. لطفا به من بگویید اگر جای دکتر سرافراز بودید چگونه مزیت رقابتی پایدار ایجاد می‌کردید؟

ملک پور: در مدیریت مدرن شعار " کوچک زیباست " موضوع چابک سازی سازمانها به سمت رسیدن به اهداف عالی و پرشتاب مدیریت اقضایی است. لذا بنظر می رسد این استراتژی در مدیریت جدید در حال انجام است.

راحله حقیقی: حرکت‌های نخست مدیریت سازمان صدا و سیما، از انتخاب آقای پورمحمدی و به تبع آن مدیران شبکه‌های ملی و ... قابل توجه و تقدیر بود. اما امیدوارم استفاده از نیروهای خبره و توانمند در ادامه سیاستگداری ها مشهود باشد.

کشاورز: در محیط پرشتاب، پیچیده و ناشناخته و پررقابت رسانه‌ای تنها رمز ماندگاری پایدار، تولید مزیت رقابتی است.

سپیده فهیمی فر: مزیت رقابتی با ایجاد شبکه های خصوصی ایجاد می‌شود، این طور نیست؟

ملک پور: حذف نیروهای ناکارآمد، ایجاد انگیزه در بین نیروهای حرفه ای، کوچک کردن سازمان، جوان سازی نیروی انسانی، بکارگیری خبرگان، پرهیز از وابستگی به جناح‌های سیاسی و ...، استقلال رسانه ای و جامع نگری، ایجاد همبستگی ملی، وفاق ملی، صدور مجوز شبکه‌های خصوصی جهت ایجاد رقابت سالم در چارچوب رسالتهای سازمان، بازنگری در چشم انداز و رسالت‌های سازمان و ... بخشی از راهکارهای پیشنهادی بنده برای بهینه‌سازی وضعیت موجود صدا و سیماست.

خسروانیان: یکی از آفت‌های صدا و سیما شاغل بودن بخش عمده‌ای از نیروها در بخش‌های اداری و غیر رسانه‌ای است که بخش اداری بر بخش رسانه‌ای غلبه کرده و مانع حرکت پرشتاب می‌شود. البته با روی کار آمدن جناب آقای سرافراز حرکتی برای اصلاح برخی مشکلات آغازشده و انتصابات نیز گویای این موضوع است. اما باید بپذیریم که بخشی ازمشکلات صدا و سیما به مافیای تولید برمی‌گردد که باید این مافیا نیز شکسته شود. به اعتقاد من در حال حاضر درکشور ما ظرفیت مجوز دادن برای تلویزیون خصوصی وجود ندارد؛ چرا که لازمه بخش خصوصی در حوزه رسانه فعال بودن احزاب قدرتمند در کشور است اما در حال حاضر هیچ حزب شناسنامه دار قدرتمندی که بخش عمده ای از جامعه را در عضویت خود داشته باشد نداریم.

ملک پور: در چارچوب رسالت و منافع نظام، اگر تلویزیون‌های خصوصی در حال حاضر مجوز بگیرند بیشتر بلندگوی اشخاص می شوند چون در کشور ما احزاب قوی و قدرتمند نداریم. موافقم با شما. ولی باید جزو برنامه‌ها باشد.

کشاورز: من اگر جای سرافراز بودم برای رسیدن به صدا و سیمای طراز جمهوری اسلامی مدیریت بر مبنای ارزشهای را به عنوان مزیت رقابتی سازمان انتخاب می‌کردم. در گام اول شفاف سازی ماموریت‌ها، اهداف و ارزش‌ها در گام بعدی نشاندن گام اول در دل و جان کارکنان و مخاطبان و گام سوم همسو سازی هم افزایی و انرژی ملی برای رسیدن به آن‌ها را مدل سازی می‌کردم.

خسروانیان: کاملا با نظر شما موافقم.

علی اصغر نوروززاده: یک موضوع دیگری که من شاهد هستم این است که صدا وسیما در استان ها به شدت ضعیف است ... شما از خبرهای استانی که در شبکه سراسری پخش می‌شود باید شاهد این موضوع بوده باشید‌... برای مثال در شبکه استانی آذربایجان شرقی تنها تبریز پوشش داده می‌شود و در تبریز هم فقط شهرداری ... چون پول هزینه می‌کند ... ضعف به شدت دیده می‌شود. بدهی‌های شدید مالی در مراکز، باعث شده به صورت بسیار خنده داری تبلیغات افراد خاص صورت بگیرد.

ملک پور: بنده 2 سال پیش یک مقاله درباره آنتن فروشی نوشتم که فقط در حد اشارت در صفحه فیس بوک گذاشتم که با برخورد شدید عزیزان مواجه شدم... آنتن فروشی تصییع حقوق بخش عظیم مردم محروم جامعه است که متاسفانه با شعارکاستی بودجه، صداوسیما را عملا و علنا اسیر و برده دستگاه‌ها و ارگا‌ها کرده است.

محمد صادق افراسیابی: به نظرم هنوز در مورد قضاوت درباره عملکرد جناب آقای دکتر سرافراز زود است و باید اجازه دهیم زمان بیشتری بگذرد. اما آن چیزی که مشهود است این است که ایشان دردها را به خوبی شناسایی کرده‌اند. اگر یادتان باشد در زمان مدیریت دکتر علی لاریجانی بر سازمان صدا و سیما موضوعی به نام آنتن فروشی وجود نداشت. برنامه ی در شهر شبکه ی تهران با هدف رفع معضلات شهر تهران توسط آقای خدادی راه اندازی شد و توانست به سرعت جایگاه خود را نزد مردم پیدا کند، چون به دردهای مردم توجه داشت. پشت پرده ی تمامی برنامه های طنز سازمان صدا و سیما در آن مقطع تلاش برای حل معضلات و مشکلات جامعه بود. مردم می خندیدند اما به فکر حل مسائل و مشکلات اجتماعی می افتادند. این یعنی طنز اجتماعی به معنای حرفه‌ای آن.

خاطرم هست یکی از اعضای این گروه وایبری در آن مقطع مدیر کل تولید و فنی سازمان صدا و سیما بودند. جناب آقای دکتر نجفی سولاری را عرض می کنم. در آن زمان آقای دکتر لاریجانی به ایشان ماموریت ویژه ای برای طراحی برنامه های طنز اجتماعی داده بود. من به طور اتفاقی در یکی از جلسات ایشان با یکی از تهیه کنندگان حضور داشتم. در آن جلسه آقای نجفی سولاری به آن تهیه کننده گفت آقای لاریجانی معتقد است در یکی دو بخش اول برنامه صرفا عملکرد لاریجانی و سازمان صدا و سیما نقد شود که وقتی فردا عملکرد سایر بخشهای دولت نقد شد، کسی نتواند اعتراض کند. این از نظر من یعنی هوشمند و درایت یک مدیر. اما بعدها شما ببینید چه اتفاقی افتاد؟ محال بود که عملکرد سازمان صدا و سیما نقد شود. جای برنامه های طنز اجتماعی را برنامه ی خندوانه پر کرد تا مردم بخندند و ندانند که چرا می خندند؟ این اتفاق خیلی بدی بود. اما صحبتهای آقای دکتر سرافراز نشان می دهد که او میخواهد آنتن فروشی را پایان دهد. او از بودجه ی مستقل سازمان صدا و سیما صحبت می کند و اینکه قصد دارد به سمت چابک سازی حرکت کند. اینها اتفاقات خوبی است که باید دید در آینده چه خواهد شد؟ البته با صحبت یکی از دوستان هم که گفتند باید تیم حاضر در صدا و سیما با مبانی رسانه و کار تخصصی آشنا باشند موافقم.

سیما پاتیمار: نیروهای غیر متخصص چگونه میتوانند حذف شوند؟ با توجه به اینکه برخی از این نیروهای غیر متخصص رسمی هستند.

خسروانیان: بحث حذف نیروهای غیر متخصص باید به صورت علمی بررسی شود که یا با آموزش حرفه ای و برگزاری دوره های تخصصی نیروهای متخصص را پرورش داد، و یا با ترسیم یک چشم انداز علمی از ورود افراد غیرمتخصص به درون سازمان صدا و سیما جلوگیری کرد و افراد قدیمی نیز به مرور زمان با دادن امتیازاتی بازنشسته شوند. در کل، تا کنون فاصله عمیقی بین حوزه دانشگاهی و صدا و سیما با عنوان رسانه ملی وجود داشته و دارد و این سازمان از توانایی و علم اساتید حوزه ارتباطات به خوبی استفاده نکرده و به همین دلیل در برخی حوزه ها غیر علمی حرکت میکند، صدا و سیما باید اتاق فکری برای حضور اساتید ارتباطات و دانشجویان این رشته ایجاد کند.

‪خسرو شاه محمدی اهوازی: برخی مدیران سازمان صدا و سیما مخاطب شناس نبودند. اساسا گاهی معلوم نبود که برنامه ها را برای چه کسی می سازند؟ مدیران فارسی وان و جی ام تی وی بهتر روانشناسی اجتماعی کردند، فکرمی کنم الان کره ای ها هم می دانند مردم ما چه می خواهند. دوران سانسور دیگرتمام شده است باید با زبان و چشم مردم برای مردم تولید محتوا کرد. البته خطوط قرمز نظام هم نباید نادیده گرفته شود. حرفه ای گرایی میتواند هم خطوط قرمز را رعایت کند و هم سانسور نداشته باشد. اعتماد سازی مقوله ای است که اگر به آن توجه نشود صدا و سیما را طی چند سال آینده با بحران مخاطب مواجه میکند. مخاطب شناسی باید اصل و ملاک اصلی سازمان صدا و سیما باشد. تنها راه حل این معضل پیش رو نیز دعوت از اساتید حوزه ارتباطات و تشکیل اتاق فکرمشترک است .

زهرا چخماقی: درست است که برخی عملکرد گذشته را نقد می کنند، اما نباید از اتفاقات خوبی که در گذشته افتاد غافل شویم. تاسیس باشگاه خبرنگاران جوان و پرورش آن از رویدادهای خوب زمان مدیریت مهندس ضرغامی بود. جدا از شکل اجرای جدید گفتگوی ویژه خبری که به خواست و تصمیم مدیران معاونت سیاسی به شکل فعلی و با حساسیت کمتر موضوعی اجرا میشود و آنهم نه همیشه، مجموعه افراد موفقی در باشگاه خبرنگاران فعال هستند که در بخش های خبری مختلف به تهیه گزارش و خبر مشغول هستند. از ٢٠:٣٠ و بسته های خبری مهمی همچون وبگردی، ذره بین، حاشیه های پزشکی گرفته تا بخش مجزا و اختصاصی مجله ی خبری شبکه یک که هر شب چیزی حدود ٦ گزارش خبری و تولیدی را به روی آنتن میفرستد تا حضور بهترین های باشگاه در تحریریه بخش های مختلف خبری از خبر بیست و یک گرفته تا ٢٢ تا گویندگان بخش های مختلف خبری. این ها همه جزئی از فعالیت های این مجموعه ی خبری است و این موارد جدا از فعالیت تعداد زیادی نیرو در بخش مکتوب و سایت باشگاه خبرنگاران است. به جرات عرض میکنم به عنوان کسی که ده سال است در این مجموعه فعالیت دارم، معاونت سیاسی و پخش اخبار به وجود و حضور نیروهای جوان و فعال و بی ادعایی همچون خبرنگاران باشگاه نیازمند است.

محمد صادق افراسیابی: من هم با نظر خانم چخماقی موافقم. مهمترین مساله در مدیریت سازمان صدا و سیما در دوران جدید، درک اتفاقات جدید است. صدا و سیمایی که رقبای فراوان دارد و در عین حال همچنان از آن انتظار می‌رود که در چارچوب ارزش‌ها حرکت کند و به بهانه هدف، وسیله را توجیه نکند. یکی از بخش‌هایی که در گذشته قابل رقابت با رسانه‌های دنیا بود و به مزیت صدا و سیما در برابر شبکه‌های ماهواره ای تبدیل شد، راه اندازی باشگاه خبرنگاران جوان و بخش بیست و سی و... بود.

صدا و سیما با راه اندازی باشگاه خبرنگاران جوان توانست در یک مقطع زمانی خاص بر معضل جذاب نبودن اخبار و تک وجهی بودن پیام ها غلبه کند. به اعتقاد هاولند، پیامها به دو دسته ی چند وجهی و تک وجهی تقسیم میشوند که تاثیر پیام چند وجهی بر مخاطب عادی بیشتر است. پیام تک وجهی مستقیم سراغ گرایش مرتبط با تولید کننده ی پیام می‌رود، اما پیام چند وجهی در عین انتقال معنای مد نظر فرستنده ی پیام، طوری عمل می کند که معنای مد نظر فرستنده پیام مستقیم و صریح نباشد و مخاطب خود با تفکر در مورد پیام فرستنده به مقصود فرستنده برسد. باشگاه خبرنگاران جوان ایجاد یک سازمان بود تا به طور ارگانیک پیام چند وجهی تولید کند چون در این باشگاه شما شاهد همه جور نگاه فرهنگی و سیاسی هستید و گزینش‌های خاص اعمال نمی‌شود.

قبل از مدیریت آقای سرافراز دو بخش در سازمان این رویکرد را دنبال می‌کردند. یکی معاونت برون مرزی و دیگری معاونت سیاسی خصوصا بخش‌های جدید خبری که عمدتا با استفاده از ظرفیت خبرنگاران باشگاه خبرنگاران جوان ایجاد شده بود. اما الان شاهد چالش جدیدی هستیم. گسترش رسانه‌های اجتماعی، چالش جدیدی است که میتواند اثر گذاری رسانه ی ملی را کاهش دهد. این چالش بر عکس چالش قبل در حوزه  تکنیک‌های محتوایی نیست. بلکه چالشی تکنولوژیک است. اما همین چالش با نگاه غیر تکنیکال و جامعه شناسانه قابل بهره برداری است. تنها راه عبور صدا و سیما از این چالش ایجاد رسانه های مکمل تعاملی، تکیه بر ظرفیت شبکه‌های اجتماعی بومی یا خارجی هم سو با ذائقه مخاطب ایرانی، حضور پر رنگ عوامل سریال‌ها و برنامه‌ها در شبکه‌های اجتماعی و تدوین دستور العملی برای تولید برنامه‌های چند ثانیه‌ای جذاب از برنامه‌های اصلی با هدف باز پخش در شبکه‌های اجتماعی و به اشتراک گذاری است.

ملک پور: من معتقدم در آینده به هر نفر یک رسانه خواهد رسید. به واسطه گسترش روزافزون و پیچیده فضای مجازی.

افراسیابی: اتفاقات دارد می افتد. اما هیچ رسانه ای حذف نمیشود. هنر آن است که رسانه ی خود را با شرایط جدید تطبیق دهیم.

ملک پور: اگر بتوانیم افتخار است ... که البته من معتقدم دکتر سرافراز می تواند چون می داند.

سید جهانگیر آقازاده: یک بحثی که مغفول ماند این است که صدا و سیما در این سالها یک تناقض بزرگ در تولید داشت. سختگیرانه ترین گزینش و آمورش را درباره تهیه کنندگان و سایر نیروهای تولید به کار می گرفت اما تقریبا همه برنامه‌های موثرش را برون سپاری می کرد و نیروهای رسمی عملا ممنوع الکار بودند. ایراد اساسی دگر فساد مالی گسترده در تولید و رانت های خرید و فروش طرح های مصوب بود. انشالله بطور ضربتی با این پدیده مبارزه شود. مساله دیگر آنکه نیروهای غیر حرفه ای خارج سازمان شاکله اصلی تولید برنامه را تشکیل می دادند. علاوه بر این توجه بیش از حد به اسپانسر به عنوان شرط تصویب طرح به حراج بهترین وقت های پخش و بی محتوا شدن برنامه‌ها منجر شده است. عملا اسپانسرها با تبلیغات مستقیم بازیگران اصلی سیما بودند. فنی سازمان علیرغم هزینه های بسیار عملا نتوانست همراه فناوری روز تولید و پخش حرکت کند بطوری که تنها دو استودیوی مجازی با بوق و کرنا افتتاح شد اما به جز یکی دو بار کار نمایشی استفاده ای از آنها به عمل نیامد و نیروی متخصص اپراتوری هم نداشتند.

کشاورز: من از پرداختن دوستان به مسایل جزیی که راهی برای آینده باز نمی کند و عموما بخش جزیی و همیشگی سازمانهاست، چندان مفید نمی دانم. سازمان صدا و سیما یک سازمان استراتژیک پیشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب است. باید راهبردی مناظره کرد فلان برنامه، فلان مدیر و یا فلان استان و ... در گفتگو ها راهبردی نیست. برای ورود به جهان آینده، سازمان صدا و سیما باید نالج ورکرهای رسانه ای تولید کند. نالج ورکرها (دانشگران) یکی از مزیت های رقابتی سازمانها هستند. نالج ورکرها، نیروهای دانشی)تخصصی وفنی)، بینشی (اهل تدبیر و تدبر در امور) و بابصیرت هستند که ناشناخته های محیط و نیاز های احصا نشده محیط را می فهمند و می دانند در کدام جغرافیای فرهنگی و اجتماعی زندگی می کنند. من اگر رییس جمهور بودم بخشی از یارانه ها را بر این نظام دانایی به سازمانهای تعلیم و تربیت و از جمله صدا و سیما می دادم. دوستان مردم ما نخستین نسل ایرانی هستند که با اینترنت و جهان مجازی و فناوری روبرو شدند. در این جهان ناشناخته و پر رقابت باید به دانایی و اموزش مردم یارانه داد. باید برای سواد رسانه ای به مردم آموزش داد. من می گویم باید بخشی از یارانه ها به نظام دانایی در کشور اختصاص یابد.

افراسیابی: درست است آقای کشاورز. موافقم. این نگاه شما نیاز به تبیین دارد.
آقازاده : تا جایی که خبر دارم مانیفست برنامه سازی در سازمان تدوین نشده و الزامات و اولویت ها و محدودیت ها موردی ابلاغ و پس از چندی فراموش می شود. پشتوانه پژوهشی در برنامه ها یا بسیار محدود و ضعیف است و یا وجود ندارد. عدم توجه به مالکیت معنوی آثار در تکست ها و پلاتو ها از دیگر ضعف ها است.

ملک پور: جناب دکتر کشاورز، سیاستگداری‌های کلان در نمونه‌های عینی بروز و ظهور پیدا می کنند. پس توجه به مصداقهای عینی برای فهم موضوعی و اثبات ادعا امری ضروری است.

کشاورز: سه روش برای این کار پیشنهاد می کنم. آموزش، اطلاع رسانی و مشارکت جویی باید به رسالت فراگیر ملی تبدیل شود وگرنه در عصر دانایی تمام مزیت رقابتی کشور در کسب و کار، بانک داری، سرمایه گذاری، تولید، مصرف و ... در حال نابودی است. باید مزیتهای رقابتی جدید خلق شود. صدا و سیما تنها مرد قبیله است. هرچه دوستان می فرمایند قبول، تمام آسیب ها قبول. تمام حرفهای دوستان آسیب شناسی وضع موجود است. من می گویم خانم ملکپور اگر این اسیبها نبود و حتی اگر اشکالات مطرح شده شما و دوستان هم نبود و ما کاملا در وضع مطلوب هم بودیم، باز توانایی رقابت در عصر دانایی با رسانه جهانی را نداریم. باز یک جای کار می لنگد. من می گویم سبک مدیریت صدا و سیما باید متحول شود.

آقازاده: موافقم. رادیو و تلویزیون رسانه های یکسویه اند و عملا در عصر شبکه های اجتماعی نقششان تغییر کرده، شاید توجه به رادیو تلویزیونهای خصوصی و ایجاد موقعیتی که در چارچوب قانون فعلی بتواند کانالهای مستقل با سرمایه گذاری بخش خصوصی راه انداخت، هم هزینه های سنگین صدا و سیما را کاهش دهد و هم رقابت و تنوع را افزایش دهد.

کشاورز: خروج از یکسویگی رادیو و تلویزیون، یعنی تولید ناخالص رضایت. در این مقوله که من شهروند مسلمان ایرانی تا چه اندازه از ایرانی بودن، مسلمان بودن و شهروند بودنم رضایت دارم، چقدر احساس خوشبختی دارم، سازمان صدا و سیما مهمترین سازمان در سنجش و ارزیابی و توسعه احساس خوشبختی و رضایت در جامعه است. هر چه این شاخص قوی تر باشد موفق تر و هر چه این شاخص پایین تر باشد ناموفق ترهستیم. صدا و سیما جزء سازمان‌های بدون مرز هم هست، پس در نگرش جهانیان به جمهوری اسلامی هم مهم است. یعنی دستگاه مهم دیپلماسی فرهنگی. این هم از دیگر پیچیدگی های این سازمان بزرگ و مهم است. بازار یابی اجتماعی و بازاریابی فرهنگی صدا و سیما هم مساله مهمی است. تبلیغات تلویزیون در سبک زندگی اسلامی ایرانی و در عین حال سرمایه گذاری و رونق اقتصادی از دیگر موضوعات پیچیده دیگر پیشرو مدیریت جدید است، دوستان عرض کردم صدا و سیما ابرسازمان ایرانی است و برای ورود به جهان اینده به نالج ورکرهای ورزیده در تمام حوزه ها نیاز دارد.

آقازاده: در مقوله‌ای که میفرمایید آینده پژوهی رسانه باید در سازمان بیشتر مد نظر قرار گیرد.

کشاورز: درود بر شما اما نه فقط اینده پژوهشی. نالج ورکر ها علاوه بر تولید و کار برد فناوری در اینده به پیش بینی اینده فناوری های ارتباطی و رسانه ای و به چگونگی همزیستی انسان و فناوری های رسانه ای در اینده می اندیشند. مدیریت بر مبنای ارزش‌ها، تربیت نالج ورکرهای حرفه‌ای، خلاقیت و نواوری، بصیرت افرینی، هاضمه قوی در پدیرش نقدها، هم افزایی و احترام به همه سلایق و ذائقه ها، مزیت رقابتی صدا و سیما را در افرینش هویت اسلامی ایرانی خلق می کند .... سر افراز باشید.

هانیه ناظری: بحث خیلی خوبی بود. من هر چند نتوانستم در بحث شرکت کنم اما واقعا استفاده کردم و جمع بندی دکتر کشاورز را قبول دارم.


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *