در فصل تابستان یکی از مشاغل فصلی که رونق دو چندانی نداشته و بیشتر جنبه گیاهی و درمانی به خود میگیرد، پرورش زنبور عسل است. در خراسان شمالی اغلب در مناطق گرمسیر که باتوجه به شرایط جغرافیایی و آب و هوایی گرمتر است، در اغلب باغات میتوان کندوهای عسل را دید، که کشاورزان در کنار کار کشاورزی خود نیز مشغول به پرورش زنبور عسل هستند. تنها فرق این عسلهای طبیعی در این باغات این است که زنبورداران هیچ گونه مواد شیرین کننده را دخالت نمیدهند و زنبورها به طور طبیعی مشغول به تولید عسل هستند.
در دل شهری که موج انفجار، به برخی از ساختمانهایش آسیب رسانده، رد دستهایی بهجا مانده که گویی هنوز از نبض زندگی سرشار است. خانههایی که در جنگ تحمیلی۱۲ روزه سقفهایشان فرو ریخت، اما روح ساکنانشان پابرجا ماند. اینجا دیوارها با ترکش زخمیاند، و خاکسترها، هنوز گرمای روزهای پرتلاطم را در خود دارند. جایی که رد دستهای گلآلود بر دیوار، مرثیهای بیکلام برای آنهایی است که رفتهاند و عهدی خاموش برای آنهایی که ماندهاند؛ انگار همین ضربآهنگ دستها، نوید بازگشت روشنایی را به خانه میآورد.
حالا بچههای جهادی آمدهاند. جوانانی که رد گرد و خاک و عرق و امید روی لباسشان نشسته، بیهراس از شکافهای ساکت دیوارها، ایستادهاند با نگاههایی که از تسلیم ویرانیها سرباز میزنند. هر تکه سنگی که کنار میرود، گویی پرده از بخشی از زندگی برمیدارد؛ هر دست کمک، معمایی از مهربانی را حل میکند و هر لبخند، سپری میشود در برابر زخمهای گذشته.
این عکسها، روایتی است از روزهایی که جهاد، خاکستر را به آغوش آینده میکشاند و نشان میدهد که حتی اگر جهان سقف امن خانهای رااز بین ببرد، دستهایی پیدا خواهند شد که دوباره امید را بسازند.
حدود ۴۰ روز از روزهای تلخ و فراموش نشدنی خردادماه و جنگ ۱۲روزه که رژیم غاصب و جنایت پیشهی صهیونیستی بار دیگر دست به جنایتی هولناک زد و با حملهای ناجوانمردانه، جمعی از فرزندان رشید و غیور ایران اسلامی را به شهادت رساند، میگذرد. شهادت این عزیزان، داغی عمیق بر دلها نشاند ولی همچون همیشه، خون پاک شهدا، ریشههای مقاومت را آبیاری خواهد نمود. کودکان، یادگارانِ حماسهای هستند که پدران و پسران این سرزمین، با خون خود رقم زدند. این عزیزان، وارثان شجاعت و ایثارند و در عین حال، رنجِ یتیمی و فراق را به دوش میکشند و درختِ صبرشان، ریشه در خاکِ میهن دارد. هر نگاهشان، قصهای دارد از جنسِ دلتنگی و هر لبخندشان، نقشی از امید در قابِ نگاهِ مادران و دردمندیِ آنها، زخمی عمیق بر دلِ این سرزمین است.
دیار الوند به دلیل قرار گرفتن در رشته کوه زاگرس از حیات وحشی بکر برخوردار است، فضایی که به راحتی تبدیل به محلی برای تولید مثل و پرورش انواع گیاهان و جانوران مانند سنجاب ایرانی و سنجاب زمینی شده است.
سنجابهای زمینی نیز بیشتر در اطراف تالابها در شهرستان کبودرآهنگ زاد و ولد میکنند.
سنجاب زمینی روز فعال است و در صبح و عصر فعالیت بیشتری دارد، در اواسط روز به استراحت میپردازد. در مناطق سردسیر با سرد شدن هوا به خواب زمستانی طولانی فرو میرود.
در اواخر زمستان و اوایل بهار، پس از گرم شدن هوا، از خواب بیدار میشود و تا اواخر بهار به شدت فعال است. گاهی اوقات و در تابستانهای گرم و کم غذا نیز لانه خود را با شن و گیاهان خشک مسدود و در داخل آن به خواب میرود.
همزمان با دهه اول محرم، خانههای شهر بجنورد میزبان عزاداری سیدالشهداء (ع) و یاران با وفایش است. در این ایام مردمی که نذری دارند به صورت سالانه یا یکساله، از روز اول محرم تا دهم محرم منازل خود را سیاهپوش کرده و با سادگی تمام به استقبال عزاداران حسینی میروند. در این مجالس واعظین در وصف عاشورا و شهدای دشت کربلا مرثیه سرایی کرده و اشک ماتم بر گونه عزاداران حسینی سرازیر میشود. پس از پایان مراسم، میزبانان از عزاداران پذیرایی میکنند.
در دل طبیعتی بکر و آرام، بانوان پرتلاش روستای گردشگری سینی – واقع در ۲۵ کیلومتری شهر کلات نادری – هر روز صبح با پوشیدن لباسهای سنتی یا معمولی، سوار بر احشام خود از کوچههای روستا، حاشیه رودخانه و مسیرهای خاکی عبور میکنند تا به محل نگهداری گوسفندان در بیرون از روستا برسند.
در این فضای زیبا و آرامشبخش، شیر دوشی به روشهای سنتی آغاز میشود؛ کاری که سالهاست میان زنان روستا رواج دارد و بخشی از زندگی روزمره آنان است. شیر تازهای که از این دامها گرفته میشود، در خانهها بهصورت کاملاً طبیعی به ماست، دوغ و سایر لبنیات محلی تبدیل میگردد.
روستای سینی با آداب و رسوم اصیل خود، مقصدی ویژه برای علاقهمندان به زندگی روستایی و سنتهای ایرانی است.
روزگاری کهنتر از میلاد ؛
سالها دورتر ز عهد جدید ؛
بر فرازِ خلیج روشنِ فارس ؛
نام شاخاب پارس گشت پدید
حاج محمد آهنگر ۲۱ سالش بود، سال ۱۳۴۷ شب ولادت امامرضا (ع) که همراه برادرش، مهمان حرم شده و سرنوشتش با این صحن و سرا گره میخورد. از وضع چراغانی حرم تعجب کرده و حس میکند باید بهتر از اینها برای میلاد امام رئوفش جشن بگیرند. فکری از سرش گذشته و با خودش نذر میکند که اگر کار و زندگیاش درست شود، هر سال حرم را چراغانی کند. ماهها میگذرد و گرد فراموشی بر ذهن پسر جوان مینشیند تا اینکه سال بعد، ۲۰ روز مانده به میلاد و غافل از نیت خود در عالم خواب ندایی میشنود که «قرار بود بیایی حرم چراغانی کنی، پس چی شد؟!» ماجرا را با برادرش حاجحسین در میان میگذارد و او مشوق و راهنمایش میشود. او که خود در صنف الکتریکی مشغول است، از تهران ریسه، سیم، لامپ رنگی و وسایل سیمکشی برای تزئین صحن و سرای حرم، بار میکند و راهی مشهد میشود. حاج محمد و دوستانش، هر ساله نزدیک به ۲۰ هزار لامپ به مشهد میآورند و چراغانی را از مسجد گوهرشاد شروع و در عرض چند روز همه جای حرم چراغانی میشود. در این سالها بسیاری از اهالی که ماجرای نذر نور اورا از گوشه و کنار شنیدهاند، به او و دوستانش برای تهیه این وسایل کمک میکنند. از سختیهای کار که سؤال میکنیم، حاج محمد میگوید: «این همه سیم برق شوخی نیست، این برق و تشکیلات با جان آدم سر و کار دارد. من معتقدم خود ارباب امامرضا (ع) ما را نگه میدارد، وگرنه در این کار آسیب دیدن زیاد است، خطرناک است. ممکن است در بین این همه سیم، سیمهای آسیبدیده هم باشد، اما این خود امامهشتم است که ضمانت ما را میکند. او بهترین لحظههای حضورش در حرم را خلاصه میکند به آن زمانی که روی پشت بام حرم میایستد و حس میکند به آسمان نزدیکتر است؛ همان دقایقی که او را به دنیایی فراتر از این دنیا میبرند. در همان لحظات است که هر چه در دل دارد از امامش میخواهد؛ «هیچگاه هیچچیز نخواستهام جز اینکه یا امامرضا، به من آبرو بده و آبروی مرا نریز»
شیراز، شهر شعر و تاریخ و فرهنگ است و یکی از زیباترین و باارزشترین مقاصد گردشگری ایران به حساب میآید. در شیراز یک گردشگر میتواند دورههای گوناگونی از تاریخ ایران از دوران هخامنشی و اقامت پارسیان اولیه تا دورههای اسلامی مانند زندیان و همچنین دورههای معاصر و مدرن ایران را ببیند.
پس از سالها خشکسالی و کاهش بارندگی، امسال بار دیگر جنگل پسته خواجه، یکی از کمنظیرترین رویشگاههای طبیعی خاورمیانه، جانی دوباره گرفت. شکوفههای شقایق در دشتهای اطراف، سرسبزی درختان خودرو پسته، و جریان دوباره زندگی در این منطقه نشان از آن دارد که طبیعت، اگر مجال یابد، خود را ترمیم میکند.
جنگل پسته خواجه که در شرق شهرستان کلات استان خراسان رضوی و در مرز با ترکمنستان واقع شده، با مساحتی بالغ بر شش هزار هکتار، بزرگترین جنگل پسته وحشی طبیعی در جهان به شمار میرود. اما با وجود این جایگاه بینظیر، هنوز زیرساختهای لازم برای حفاظت مؤثر و نیز توسعه گردشگری پایدار در آن فراهم نشده است.