کد خبر: 62305
تاریخ انتشار: 10:40 - 05 مرداد 1394 - 2015 July 27
خبرگزاری میزان- خبرگزاری میزان: عملیات مرصاد در روز 8 مرداد ماه 1367 پایان یافت. عملیاتی که 3 روز به درازا کشید و در این زمان سه روزه بسیاری از مسائل جنگ حل شد.
به گزارش خبرگزاری میزان، ستون نظامی منافقین همینطور سرش را انداخته بود پایین و از جاده قصر شیرین عزم کرمانشاه را داشت تا فتح 48 ساعته تهران را هم رقم بزند اما تنها صدها جنازه از نیروهای منافقین روی جاده‌ها باقی مانده بود.
 
هنوز عملیات مرصاد آغاز نشده بود، اما قطعنامه را ایران پذیرفته بود و به همین خاطر هم یک فضای سنگین در میان بچه های جبهه و جنگ درست شده بود. مردم هم دست کمی از رزمنده ها نداشتند.

بهت و حیرت و غم همه جا را گرفته بود. اما جنگ که هنوز پایان نگرفته بود. جنگ بود فقط نه جنگ نه صلح برقرار بود. آتش بین دو طرف سبک بود.

چند روز پیش از عملیات مرصاد ارتش عراق اما نامردی کرد و دوباره از جنوب حمله گسترده ای را آغاز کرد. این حمله زمانی بود که ایران قطعنامه را پذیرفته بود. نیرو در منطقه کم بود به همین خاطر همینطور جلو آمد، تا نزدیکی های اهواز هم رسیده بود.

برای تهیه گزارش، خودمان را به اهواز رساندیم. اولش من نبودم. چند نفر دیگر از همکاران روزنامه راهی شده بودند. هر چه اصرار کرده بودم نپذیرفتند که من هم با آن ها بروم. اما انگار تقدیر بر آن بود که باشم.

ماشینشان که خراب شد، برادرم از اراک زنگ زد که لوازم یدکی مورد نیاز را از فلان جا بخرم و به اراک بروم. خیلی زود این کار را کردم و راهی اراک شدم. از همانجا یک همسفر دیگر برای رفتن به اهواز به گروه افزوده شد.

هوای گرم و راه طولانی تهران اهواز پایان نمی یافت که. هر چقدر می رفتیم باز هم جاده بود. پیش از این مسیر تهران اهواز را رفته بودم آن هم با قطار.

در یک کوپه لوکس همراه با چند ده نفری از همرزمان، جای نشستن که نبود. می ایستادیم، نوبتی جا عوض می کردیم و می نشستیم. خواب که اصلاً و ابداً! لوکس بود دیگر!؟

آن داستانش چیز دیگری است. فعلاً به همین موضوع بپردازم.

پس از گذشتن از چندین شهر به اهواز رسیدیم. گرم و شرجی. نفس به سختی بالا می آمد. شرایط دشواری بود. رزمنده ها چه می کردند در این هوای وحشتناک؟

چند روز در خوزستان بودیم و حال و هوای جبهه را رصد می کردیم. عکس می گرفتیم و گزارش می نوشتیم. اهواز، خرمشهر، آبادان شهرهایی بود که به آنها رفت و آمد می کردیم. ارتش عراق حمله سنگینی را برای اشغال دوباره خرمشهر انجام داده بود. بخشی از خرمشهر را دوباره گرفته بود و تا آبادان هم پیش رفته بود و عزم اهواز را داشت.

جاده اهواز خرمشهر را که رفتیم چند تانک عراقی که با آر پی جی بچه ها هدف قرار گرفته بود در گوشه ای از جاده هنوز دود از کله اش بلند می شد.

پیش از این، نیروها و تانک های عراقی تا این اندازه به اهواز نزدیک نشده بودند. اما این بار از پذیرش قطعنامه استفاده کرده و سرشان را همینطور انداخته بودند پایین و آمده بودند و البته نیروی آنچنانی هم نبود تا جلوی آنها را بگیرد.همین اندک نیرو هم جلویشان ایستاد.

بچه ها می گفتند عراقی ها پس از این که آمدند جلو شک برشان داشت و برگشتند عقب البته درگیری هایی هم روی داد با عراقی ها.

به خرمشهر که رسیدیم همانی بود که پیش از آن بود. ویرانه ای سنگین، شهری جنگ زده که تنها مسجدش باقی بود. بچه ها همچنان در همان مسجد پایگاه داشتند.

گهگاهی گلوله خمپاره عراقی زوزه کشان باز هم به ویرانه های خرمشهر می خورد و ویرانه را ویرانه تر می کرد. آن سوی رودخانه عراقی ها را به راحتی می توانستیم ببینیم.

با خبر شدیم که منافقین در عملیات فروغ جاویدان خود همینطور که عراقی ها سرشان را انداختند پایین و آمدند، آن ها هم راه افتادند برای فتح 48 ساعته تهران!

مغز خر خورده بودند انگار! همان زمان بود که حضرت امام (ره) فرمان دادند برای اعزام سپاه محمد رسول الله و تشکیل سپاه 100 هزار نفری برای مقابله با حملات دوباره ارتش عراق و نیروهای منافقین. شور و حالی دوباره در میان رزمنده ها افتاد. آنقدر نیرو آمد که توان اعزام آن ها به منطقه نبود.

خبر که رسید منافقین به استان کرمانشاه حمله کرده اند از اهواز راهی آن دیار شدیم. از اهواز تا کرمانشاه هم راه زیادی بود اما رفتیم. دیر رسیدیم و عملیات مرصاد همه منافقین را تار و مار کرده بود.تقریبا آخرهایش بود.

نصیب ما گرفتن چندین عکس و تهیه گزارشی از آن عملیات بود. فرصت مشارکت در عملیات به ما دست نداد.

نیروهای منافقین همینطور قصر شیرین را مستقیم گرفته بودند و راه افتاده بودند تا به کرمانشاه برسند و از آنجا هم تهران!

شهرهای زیادی را گذر کرده بودند و جنایت هم انجام داده بودند. از مردم عادی گرفته تا رزمنده ها از جنایاتشان در امان نبودند.

ستون نظامی آنها که در خواب و رؤیای فتح 48 ساعته تهران بودند، بدون هیچ آرایش نظامی همینطور پیش می رفت. قصر شیرین، سر پل ذهاب، کرند، اسلام آباد. محل توقف آنها نرسیده به شهر کرمانشاه و تنگه معروف به مرصاد بود. نرسیده به کرمانشاه با هلی برن نیروهای ارتش و سپاه پشت نیروهای منافقین در حوالی سرپل ذهاب و از روبرو از جاده کرمانشاه حملات گسترده نیروهای خودمان منافقین را زمین گیر کرد.

گرچه جنگنده های عراقی همگام با منافقین چندین نقطه از کرمانشاه را بمباران کردند، اما وعده ای که داده بودند عملی نشد و در واقع عراقی ها خلف وعده کرده و آن حملات گسترده هوایی که به سران منافقین قولش را داده بودند، آن ها را وارد مسلخ کرده بود.

هلیکوپترهای هوانیروز هم که خوراک خوبی را برای هدف قرار دادن پیدا کرده بودند جانانه از آن ها پذیرایی کردند. انهدام ده ها دستگاه تانک، نفر بر و ادوات دیگر نظامی و به آن ها افزوده کنید هلاکت بیش از 4800 نفر از منافقین دستاورد عملیات فروغ جاویدانی بود که مسعود رجوی برای هوادارانش ارمغان آورد.

ما که به منطقه عملیاتی رسیدیم تنها شاهد تلفات سنگینی بودیم که بچه ها به این احمق ها وارد کرده بودند. جنازه های نیروهای منافقین همینطور روی جاده و اطراف آن ریخته بود. زن و مرد. ابلهانی که با دروغ های مسعود رجوی خود را فروخته بودند. خشک مغزانی که ذره ای از اختیار تفکر در وجودشان نبود به همین خاطر فریب بزرگی را خوردند و خود را به هلاکت رساندند.

عملیات مرصاد در روز 8 مرداد ماه 1367 پایان یافت. عملیاتی که 3 روز به درازا کشید و در این زمان سه روزه بسیاری از مسائل جنگ حل شد.

پاسخ سنگین ایران به یورش دوباره عراق به خاک کشورمان، و پاسخ کوبنده تر از آن به منافقین کار را یکسره کرد و باعث شد تا ارتش عراق مناطق اشغالی را هر چه سریع تر تخلیه کند و به پشت مرزهای بین المللی برود.

وضعیت منافقین در بدترین شرایط قرار گرفت تا آنجایی که دیگر نتوانست خود را بازسازی کند. تلفات سنگینی که در عملیات مرصاد به منافقین وارد شد غیر قابل جبران بود.

شهید علی صیاد شیرازی فرمانده عملیات مرصاد، شب پیش از عملیات را اینگونه توصیف کرده است؛ «شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون، به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم. چنان جو پریشانی و اضطراب در مردم ایجاد شده بود که سراسیمه از خانه بیرون آمده بودند. از طرفی جاده کرمانشاه به بیستون از خودروهایی که در انتظار جابه جایی بودند مملو بود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود. بر این اساس با یک فروند هلی کوپتر از فرودگاه به سمت یکی از قرارگاه های تاکتیکی سپاه پاسداران مستقر در طاق بستان حرکت کردیم، نیمه شب چهارم تیرماه بود و تا ساعت یک و نیم نتوانستیم ماهیت دشمن را بدست آوریم که چه کسی است همین طور در حال پیشروی است... ساعت ۵ به پایگاه رفتم. همه را آماده و مهیا برای توجیه دیدم. پس از توجیه خلبانان تأکید کردم وضعیت خیلی اضطراری است چاره ای نداریم هلی کوپترهای کبری باید آماده باشند. یک تیم ارتش آماده شد ابتدا خودم با یک هلی کوپتر ۲۱۴ برای شناسایی دقیق و هماهنگی به سمت مواضع حرکت کردم و به این ترتیب اولین عملیات را علیه نیروهای مهاجم و منافق آغاز کردیم.»

منافقین در این تجاوز احمقانه، متحمل تلفات و خسارات سنگینی شدند که بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره انداز 80 میلی متری، 150 قبضه خمپاره انداز 60 میلی متری و 30 قبضه توپ 106 میلی متری منهدم شد.

علاوه بر آن ده ها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها قبضه سلاح سبک و نیز مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد. در این عملیات بیش از 4800 نفر از منافقان نیز کشته و زخمی شدند.

گزارش: محمد صفری

انتهای پیام/

۱) نظرات ارسالی شما، پس از تایید توسط خبرگزاری ​میزان​ ​در سایت ​منتشر خواهد شد​.​
۲) خبرگزاری میزان٬ نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۳) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود ، پس از تعیین تکلیف نظر موضوع به اطلاع شما خواهد رسید .
نام:
ایمیل:
* نظر:
سیاست-خبر-وکیل آنلاین
سیاست-خبر-تلگرام
سیاست-خبر-وکیل آنلاین
سیاست-خبر-تلگرام
آخرین اخبار گروه سیاست
سیاست-خبر-وکیل آنلاین
سیاست-خبر-تلگرام
سیاست-داخلی-ورزشی
سیاست-داخلی-ورزشی
سیاست-داخلی-ورزشی
سیاست-زندانیان